همین امروز عصر تو جردن بودم با مامانم که متوجه یه مرد با بسیم شدم
بعد یکم زوم شدم روش ببینم چیکار میکنه
دیدم وایساده و شماره ماشین هایی رو که توشون دختر و پسر ها ی مورد دار بودن تو بیسیم اعلام میکنه
در همون موقع به یاد وبلاگم افتادم و گفتم یه عکس ازین صحنه بندازم به همین خاطر گوشیمو در اوردم و سعی کردم جوری که نفهمه ازش عکس بگیرم دوتا عکس از پشت ازش انداختم دیدم که یکدفعه داره با شتاب میاد به سمتم...دویید اومد گفت داری چی کار میکنی؟عکس میندازی؟ فیلم میگیری؟گفتم از چی؟گفت اگه بگیری ماشینتو میخوابونماااا حواست باشه.....گفتم شما حالت خوبه؟از چی؟......و رفت
از این میترسیدم که گوشیمو بگیره و عکسامو پاک کنه.....جلوتر که رفتیم ایست گزاشته بودن و اون ماشین هایی که امارشونو اون مردک داده بود گرفته بودم....بعد یاد اون جمله ی خنده دار افتادم که الف نون گفته بود....ازادی در ایران چیزی در حد مطلقه!
ادامه مطلب ...
منوی اصلی